بیوگرافی هنرمند سجهرودی مهدی جعفری

در دور افتادترین روستای اردبیل ، روستای سجهرودبه دنیاآمده است.

خلاصه ای ازبیوگرافی کاری او
مهدی جعفری دوره دیده  کلاسهای  بازیگری  اداره ارشاد کرج که منجر به گرفتن دیپلم بازیگری در سال  ۱۳۸۰ شد.
 از سال ۱۳۸۱ با اجرای تئاتر "سارای" و "صمد عاشق می شود" کار خود را در استان البرز شروع کرد.
در سال ۱۳۸۷ با تله فیلم دوردست به کارگردانی پوریا آذربایجانی که از شبکه ۵ سیما پخش شد و نقش دوم ان مجموعه را داشت کار سینمایی را آغاز کرد.
سپس در  سال ۱۳۸۸ سریال سپید مثل ستاره را بازی کرد که در آن مجموعه ۱۳ قسمتی هم نقش دوم را بر عهده داشت. با بازیگرانی چون مجید حاجی زاده  
، خشایار راد ، فلور نظری، مجید مشیری ، آرش نوذری ، و جواد عزتی همبازی بود
در  سال ۱۳۹۰  سریالهای "قهوه خانه بهشت" و " بالهای خیس" به کارگردانی عباس رنجبر را کار کرد.
در سال ۱۳۹۱ در  پرفروش ترین فیلم سینمایی" هزار پا" به کارگردانی ابوالحسن داودی با  بازیگرانی چون رضا عطاران و جواد عزتی به ایفای نقش پرداخت.
در فیلم " دندان طلای" میر باقری با باران کوثری هم بازی بود.
در  مجموعه خانگی "دراکولای " مهران مدیری با  بازیگرانی چون خانم ویشگاه آسایش و گلاره عباسی به ایفای نقش پرداخت.
در حال حاضر در سریال "برف بی صدا می  بارد" به کارگردانی پوریا آذربایجانی در  که از شبکه سوم پخش می شود اجرای نقش می کند.  

فیلم ها و سریال های  که در انها به ایفای تقش پرداخته عبارتند از :
 
۱-سریال آوای فاخته به کارگردانی احمد معظمی .
۲-سریال زاویه هفت به کارگردانی احمد معظمی.
۳-سریال ابله به کارگردانی کمال تبریزی .
۴-سریال گلشیفته به کارگردانی بهروز شعیبی .
۵- فیلم سینمایی اروند به کارگردانی پوریا آذربایجانی.
۶-فیلم سینمایی شمال شهر  جنوب شهر به کارگردانی سعید عباسی .
۷- سریال از سرنوشت ۳ واز سرنوشت ۴ به کارگردانی سید محمدرضا خردمندان .
۸-سریال دولت مخفی به کارگردانی راما قوی دل.
 ۹-فیلم سینمایی لبه پرتگاه به کارگردانی مسعود فرخنده طینعت.
۱۰-آتش در گلستان سال ۱۴۰۰ به کارگردانی پرویز شیخ طادی.
۱۱-با فیلم سینمایی پایان خدمت در جشنواره سینمایی فجر در کنار بازیگرانی چون سعید راد و امیر جدیدی هدی زین العابدینی و استاد جمشید مشایخی حضورداشته است.

برای این هنرمند عزیز سجهرودی آرزوی موفقیت بیشتری راداریم.

سری اول تصاویر

هزینه بی هدف

‍ موضوع :پروژ بی سرانجام  آبرسانی
*  پروژه آبرسانیکه فقط هزینه برد،  هرگز  به بهره‌برداری نرسید.....*


✅ پروژه آبرسانی از رودخانه روستای برندق  جهت تامین آب شرب سه روستای  سفیدآب،سجهرود و آهو،  از توابع بخش خورش رستم جنوبی ،چرا بی سرانجام ماند؟

چرا صرف هزینه میلیاردی، هیچ نتیجه ای در بر  نداشته است؟
چه نهاد و ارگانی در این امر قصور کرده؟
کدام اشخاص و افراد باید مورد پرسش قرار گیرند و پاسخگو باشند؟

✅ در سال ۹۰ پروژه  آبرسانی با هزینه چند ده میلیاردی شروع شده، ظاهرا پایان یافته،ولی دریغ از تامین قطره ای آب،واقعا چطور چنین چیزی ممکن است؟
بر هیچ انسان آگاهی پوشیده نیست که  صدای بحران کم آبی  چندین دهه است به صدا در آمده، روستاهای مذکور نیز از بی آبی در رنج و عذابند، در سال ۹۰ پروژه ای شروع و امید ها را در دلها زنده کرد، ولی متاسفانه دریغ  از قطره ای آب،امروز که بحران  بی آبی به  اوج خود  رسیده،انتظار می رفت آب شرب از طریق این پروژه آبرسانی تامین شود اما پایان این انتظار غم انگیز شد:
ظاهرا پروژه ای نبوده؟ یا نه نمی دانیم بر ما پوشیده است و ما اهالی اهل فن نیستیم ،اما  نماینده خویش را به  مجلس شورای اسلامی فرستاده ایم،تا زبان گویای ما باشد و پیگیر حقوق و مطالبات ما و  دادستان شهرستان  یا مدعی العموم داریم که وظیفه قانونی و شرعی دارد، و فرماندار محترم به عنوان عالی ترین مقام اجرایی شهرستان وظیفه قانونی دارد،وارد موضوع شوند،انتظار می رود این عزیزان موضوع را پیگیری،نتیجه را به اهالی اعلام نمایند.

✅ نمایند محترم مجلس شورای اسلامی طبق اصول ۶۷ ، ۷۱، ۷۶و ۸۴،قانون اساسی موظف است به وظیفه قانونی خود عمل نموده موضوع را تا حصول نتیجه مطلوب پیگیری نماید. و  پاسخ پرسش های اساسی زیر را از مسئولین ذیربط بخواهد و لازم شد موضوع را به دادگاههای صالحه بکشاند.

✅ علت به سرانجام نرسیدن پروژه آبرسانی به روستا های سفیدآب،سجهرود و آهو،بعد از هزینه های میلیاردی،ساخت چندین منبع آب و پمپاژ و اختصاص چندین ترانس قوی برق و لوله گذاری در حدود ۲۰ کیلومتر ، چیست؟
- طرح پروژه آبرسانی به اندازه کافی کارشناسی و مطالعه شده بوده یا نه؟ اگر مطالعه کارشناسی داشته پس چرا به نتیجه مطلوب نرسیده؟
- اسناد مناقصه و پیمانکار مربوطه و تضامین قانونی به چه نحوی تنظیم شده، آیا مفاد اسناد مطابق با قانون و آیین نامه های مربوطه بوده یا نه؟
-  چگونه اداره آب و فاضلاب شهرستان خلخال مدعی است،پروژه هنوز از پیمانکار تحویل گرفته نشده؟ بعد ده سال و اتمام ظاهر کار چطور چنین چیزی ممکن است؟ علت عدم تحویل چیست؟ کدام یک از طرفین قرارداد مرتکب قصور شده اند؟
- باید مشخص شود، عمق چاه احداثی جهت تامین آب شرب در قراداد چند متر بوده؟ آیا نظارتی صورت گرفته؟ مهندس ناظر یا ناظر پروژه اندازه عمق  متعهد شده چاه را، تایید کرده؟ پس چرا ادعا می شود ،چاه خشک شده؟ چطور چنین چیزی امکان دارد، هنوز قطره ای آب پمپاژ نشده، چاه خشک شود؟ مگر مطالعه کارشناسی نداشته ؟ چه کس یا کسانی یا نهادی مقصر هستند؟
- مبلغ دقیق پروژه چند میلیارد تومان بوده؟ به چه نحوی پرداخت شده؟ پرسش ها و ابهامات زیادی که برای اهالی مطرح هست.
- چرا در این مدت ده سال بعد صرف هزینه میلیاردی موضوع پیگیری نشده؟ چرا به مراجع قضایی جهت دادرسی و تعیین جرم و کوتاهی ها و تقصیر ها ارجاع داده نشده؟ آیا این همه تضیع حقوق شهروندی، یا حیف و میل بیت المال نیاز به پیگرد قانونی ندارد؟

✅ فلذا از جناب آقای غنی نظری نماینده محترم مجلس شورای اسلامی و مقام محترم دادستان شهرستان جناب آقای آرش جعفری و فرماندار محترم جناب آقای مسعود یگانه درخواست پیگیری موضوع و رسیدگی منصفانه و عادلانه داریم
اکنون روستاهای مذکور در رنج بحران کم آبی به سر می برند در حالیکه ده سال قبل پروژه میلیاردی تعریف شده، اما هیچ نتیجه ای نداشته،همچنان ما اهالی تشنه لب منتظر رسیدن تانکر آب آنهم چند روز یکبار هستیم، بدون اینکه از بهداشتی و سالم بودن آب مطمئن باشیم،تازه مقدار آب فقط در حد مصرف نیم ساعت روزانه است.
آیا ما حق پرسش  در این مورد نداریم  ؟  حق برخورداری از  آب شرب سالم و بهداشتی  داریم یا نه ؟
سپاسگزار خواهیم بود، موضوع پیگیری شود و نتیجه به اطلاع اهالی برسد. 

ازطرف
اهالی روستاهای های سفیدآب، سجهرود  ،آهو

انسان توسعه‌ یافته کیست ؟


    انسان توسعه یافته کیست؟

 -     " انسان توسعه یافته" انسانی است که به حقوق و تکالیف مدنی خود آگاه است. به وظایف خودعمل می کند و حقوق خود را مطالبه می نماید.

 -    "انسان توسعه یافته" اعتماد بنفس منطقی دارد . به توانایی های انسانی اش باور دارد ، خودش را محیط بر مسائل زندگی‌اش می داند و می فهمد که انسان موجودی خلاق و مبتکر و توانمند است . می داند که در درون انسان ، نیرویی وجود دارد که اگر اراده کند می تواند همۀ مشکلات را با تعقل و تدبیر ،حل و فصل کند. 

 -    "انسان توسعه یافته" مهربان و آرام است. خوب گوش می کند. خوب فکر می کند. با عجله سخن نمی گوید وقتی با او برخورد می کنی، امواج آرام بخش و مهربانی، سراسر وجودتان را پر می کند.

 -    "انسان توسعه یافته" از نیاز به نمایش، عبور کرده است، در سخن گفتن اظهار فضل نمی کند و از چاپلوسی دیگران مشمئز می شود.

 -    "انسان توسعه یافته" روحیۀ مشارکت پذیری، هم فکری و همکاری با دیگران دارد. به تفکر جمعی و مشورت اعتقاد دارد، تقسیم کار را می فهمد، اصول مقدماتی مدیریت را بلد است و کاملاً باور دارد که عقل کل نیست.

 -    "انسان توسعه یافته" جو پذیر نیست، در مقابل تبلیغات زیانبار و یا کذب، روحیه پایداری و نگاه کارشناسی دارد. در گرداب تبلیغات سوء قرار نمی گیرد و هر نگرشی را در قالب عقل و تجربه و مشورت به تجزیه و تحلیل می گیرد و بعد تصمیم میگیرد.

 -    "انسان توسعه یافته" روحیۀ همزیستی مسالمت آمیز با جامعه دارد ، با خودش سازگار و  با محیط زندگی اش هماهنگ است،محیط زندگی اش را تغییر می دهد ، اما با شرایط نمی جنگد.

 -    "انسان توسعه یافته" به تندرستی جسمی و سلامتی روحی و روانی خود اهمیت می دهد. ورزش می کند ، تفریح می کند و به واقع زندگی می کند. نوع لباس پوشیدنش ،روش گفتاری اش ،منش کرداری اش وحتی نوع نگاه وچهره اش بگونه ای است که مورد پذیرش اجتماع است و در همه امورات متعادل است. 

 -    "انسان توسعه یافته" اجازه می دهد دیگران حرف خود را تمام کنند. یاد گرفته است بیشتر سکوت کند تا حرف بزند ، بیشتر بشنود تا بگوید.

 -    "انسان توسعه یافته" کتاب می خواند ، "انسان توسعه یافته" کتاب می خواند ، "انسان توسعه یافته" کتاب می خواند. 

 -    "انسان توسعه یافته" برای کل جامعه و آینده آن تلاش میکند و نه صرفا برای باند ،گروه ، همفکران ویا اقوام‌خود. 

 -    "انسان توسعه یافته" مرعوب مقامات اداری و حکومتی نیست. میداند که این مقامات تنها در سازمان مطبوع خود صاحب مقام هستند و در عرصه اجتماع همگی خدمتگزار شهروندان هستند.

 -    "انسان توسعه یافته" با حیوانات مهربان است و به محیط زیست خود اهمیت می دهد.

  -   "انسان توسعه یافته" بخش مهمی از زندگی خود را برای به جای گذاشتن میراثی ارزشمند برای جامعه، طراحی می کند، مسئولیت کاری را که در آن تخصص ندارد نمی پذیرد و مسئولیت کاری را به کسی که در آن کار تخصصی ندارد نمی سپارد و اگر خواست ثروتمند شود، نهاد‌های دولتی و حکومتی را ترک می کند.

 -    "انسان توسعه یافته" قانونمند است و به قانون احترام می گذارد. حتی در مواقعی که قانون را مطابق میل خود نمی داند نیز حاضر نیست قانون شکنی کند و قانون را زیر پا بگذارد......ولی برای تغییرآن روشنگری وتلاش میکند.

جاده کلور درام را در یابید

طومار مطالبه و تسریع در اجرای پروژه ملی خلخال طارم منجیل( درام کلور)با امضا شما ارزش پیگیری پیدا می کند ، اگر قرار است اجرای سلیقه ای و دلبخواهی پروژه ملی درام کلور برای مجریان تبدیل به وظیفه  در جهت رفع محرومیت و نجات جان انسانها از گردنه ها و جلوگیری از افزایش هزینه راهداری و استهلاک خودروهای مردم گردد ، اینجا 👇 را لمس کنید

https://www.karzar.net/ardabil-people-demands

 

پس از مطالعه و ثبت  امضا این پست را برای دوستانتان بفرستید .

 

www.karzar.net (https://www.karzar.net/ardabil-people-demands)

امضا کنید: کارزار  درخواست اتمام هر چه سریعتر پروژه ملی درام کلور

استدعا داریم با نگاه ویژه به پروژه ملی که از ویژگی‌های امن و معتدل و بدون وجود گردنه و کولاک در منطقه برخوردار است، با افزایش بودجه و قرار دادن پروژه مذکور در اولویت در بازگشایی دروازه جنوبی استان اردبیل واقع در مرز خلخال و طارم

دوستان  هم ولایتی های عزیر مطمئنا جاده یکی از آتیم های مهم توسعه اقتصادی وفرهنگی  لازم است با مطالبه گری همگانی خواستار به سرانجام رسین این جاده بعد از نیم قرن باشیم برای پیوستن به  امضائ کنندگان طورما فقط دوروز فرصت داریم خود ودوستان را  دعوت به امضائ کنید

آدم سالم کیست؟

آدم سالم كيست؟

روان شناسی آنتروپولوژی ( مردم شناسی)، در جواب اين سوال می گوید:

آدم سالم، آدمی است كه با خودش و با آدمهاى اطرافش در حال جنگ و ستيز نيست، نتيجتاً حضورش به آدم انرژى ميده!
بيشتر از اينكه انتقادگر باشه، مشوقه!
بيشتر از اينكه منفى باشه، مثبته!
بيشتر از اينكه متكبر باشه، متواضعه!
بيشتر از اينكه بخواد خودنمايى كنه، دوست داره در يك فضاى اشتراكى، ديگرانو ببينه و همينطور خودش ديده بشه!
با آدم سالم، شما بهترين بخش وجودتون بيرون مياد.
آدم سالم زيباييهارو ميبينه و به زبون مياره!
آدم سالم خوش خلق هستش، مزاح و طنز خوبى داره!
آدم سالم همونى هست كه ميبينى، فى البداهه است!
خلاقيت داره،
برخوردش محترمانه است،
حرمت شما حفظ ميشه،
ميتونيد به او اعتماد كنيد، 
احساس امنيت كنيد!
آدم سالم كنترل نياز نداره،
تحقير نياز نداره،
تسلط نياز نداره!
آدم سالم با مجموعه رفتارهاش به شما احساسى رو ميده كه در حقيقت شما خودت رو مثبت تر و بهتر از انچه که هستی ببینی.

فرجامتان نیک

باسلام و درود فراوان 

یکسال دیگر از عمرمان کم شد ، یک قرن را پشت سر گذاشتیم و وارد قرنی دیگر شدیم، بعضی ها وارد زندگی ما شدند و دستمان از دامن پر مهر بعضی ها کوتاه شد، این داستان قبل از ما بوده و بعد از ما نیز چنین خواهد بود، آنچه نقش بر دل‌ها خواهد ماند مهری است بر دل‌ها مانده از ما  و لبخندی که بر لبی نشانده ایم ، خوشا آنان که منشأء خیرند  و وجودشان آرام بخش در لحظات نیاز و تسکینی در هنگام آلام که در این صورت سالی نیکو داشته اند ، دست خدا بوده اند ، یاور بنده های خدا بوده اند ، خوشبختی را بغل کرده اند و خدا نیز آنان را در آغوش گرفته ٫ هماره در آغوش خدا باشید . فرجامتان بخیر و نیکی

با تشکر 

میرزا قدیمی 

صدسال بدون تفاوت

تهران 1287

 

تهران 1387

بدون شرح

پیام تسلیت

انا لله و انا الیه راجعون
خاندان محترم و معزز فریدونی :

چند روزی بیشتر از روز پدر نگذشته که پدر زحمتکش و مهربان خود را از دست داده اید ، درود و رحمت بی حد خداوند بر آن سفر کرده وآرزوی عزت دنیوی و حسن عاقبت برای فرزندان صالح و مردم دوست و مردمدارش دارم 
فرزند برومند و ارشد ایشان که معلمی دلسوز  و نمونه و برای من برادری امین و مهربان و سایر فرزندان بزرگ‌ترین  فخر و مباهات برشما که کسب رضایت پدر را همانند تاج بر سر و نگین‌ بر انگشت دارید،
شما نمونه بارزی از فرزندان صالح در این عصر آهن و نامهربانی ها  هستید، 
عزتتان پایدار باد
میرزا قدیمی

بدینوسیله پایگاه اطلاع رسانی پاراسس نیز مصیبت وارده را حضور فرزندان آن مرحوم تسلیت عرض نموده برای آن مرحوم آرامش ابدی و برای بازماندگان صبر جمیل و اجر جزیل از خالق مهربان هستی مسئلت می نماید .

دوست وپیشکسوت بسیار  عزیز جناب فریدونی 

هزارگاه در گذر زمان در گذر بی صدای ثانیه ها ی دنیای فانی،جرس کاروان از رحیل مسافری خبر می دهد که در سکونی،آغازی بی پایان را می سراید

در گذشت پدر گرامیتان را به شما وخانواده محترمتان تسلیت عرض نموده برایشان از درگاه خداوند متعال مغفرت،برای شما وسایر بازماندگان صبر جمیل خواهانم

حشمت اله بهاری (سهند)

اااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

با درود جناب فریدونی بزرگوار
درگذشت پدرگرامیتان را از صمیم قلب تسلیت عرض می کنم،برای آن مرحوم آرامش و شادی روح و برای شما و خانواده محترمتان صبر و سلامتی از درگاه ایزدمنان خواستارم.
در غم شما شریک هستم.

ولی محمد جعفری

hhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhh

فریدونی یکشنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۹

محضردوستان عزیزم اقایان حاج حشمت بهاری وولیمحمد جعفری بزرگوار
درود بر شما که با ارسال پیام تسلیت مرا همراهی کرده و از بار غمی که بر شانه داشتم کاستید. اجرتان برقرار و شادی به کامتان باد

من چه کردم

من چه کردم !

 

    1   پسری گفت پدر را که : « پدر !

                            تو چه کردی به جهان بهر پسر ؟

    2   تو گمان می کنی آوردن من

                               در گـذرگاه زمان بوده هنـــــر ؟

    3   آمدم گریه کنان چون دگران

                                  تا کــــه آغاز کنم راه و سفر

    4   کودکی ها که چو بادی بگذشت

                                سختی آورد برای تـــــو مگر ؟

    5   مژه بر هم زدنی تازه جوان

                                   گشتم و در پی آمال دگــــر

    6   نوجوان بودم و فرمان تو بود

                                    که زنم یا نزنم زان جا پــــر

    7   چون رسیدم به جوانی نشدی

                                   در گــــرفتاری من یاریـــــگر

    8   ادّعای پدری کرده ، ولی

                                     همره من نشدی در معبر

    9   حرف ، حرف تو بود ؛ من هیچم

                                   بــــه پشیزی نخرند این باور

    10  روی پاهای خودم ره سپرم

                                  به تو دارد چه نیاز این پیکر ؟

    11  کارت امروز نصیحت شده است

                               جمع کن این سخن و این دفتر

    12  نه توان مانده که کاری بکنی

                                     نه زمانی که بنازی به ثمر

    13  پیری از راه رسیده ست دگر

                                      به بر و روی جوانم بنگر »

    14  پدر پیر برآشفت و بگفت :

                                     « تو نداری ز وفا هیچ خبر

    15  آدمی را گهر ناب ادب است

                                    کرده ای گم تو برازنده گهر

    16  اندکی زشتی رفتارت بین

                                  که بود بر دل من چون خنجر

    17  جای آن است که باشی اکنون

                                  در کنار پــــدرت چون یـــــاور

    18  این ز بیدادگری می باشد

                                    که زبانت شده کانون شرر

    19  برده ای کودکی خویش از یاد

                                  آن پذیـــــرایی آغوش پــــدر

    20  یاد کن از همه ی شب هایی

                                  کــــه نخوابیــــد برایت یکسر

    21  این پدر با دل و جانش همه جا

                                خویشتن بهر تو می کرد سپر

    22  تا جوانی که رسیدی پسرم !

                              خورده او با دل و جان خون جگر

    23  گر تو سرباز در این رهگذری

                                    دارد او تجربه ی یک لشکر

    24  ز چه گفتار پدر ، تلخ تو راست

                                او که خواهان بوَدت چون مادر

    25  ادّعا نیست پدر بودن من

                                     که برایم شده اکنون کیفر

    26  هیچ کس همچو پدر یار نشد

                             که پر از عاطفه است این ساغر

    27  پند من گر که بیندیشی خوب

                                    نزد زهر دگران ، بوده شکر

    28  بر و روی تو جوانی ست مرا

                                 پیریـــم بهر تـــو باشد زیــــور

    29  قدر پیران چو جوانان دانند

                                    می رسد زندگی نیکوتــــر

    30  من چه کردم ! پسر بی انصاف !

                                  با دل شیفته ، با دیده ی تر

    31  در « سپهر سخن » 1 این شعر هژبر

                               ارمغانی ست پر از اشک و اثر

 

                                                           هژبر پاکزاد

                                                16 بهمن 1396 خورشیدی

 

-----------------------

دیوان سپهر سخن

روز وکیل

 

تلاشتان برای بر قراری عدالت برای انسان های بی گناه بسیار با ارزشه
مایه غرور و افتخار ایل  هستید     به وجود شما مباهات  میکنیم
روزتان مبارک

آ ،مثل،آب

آ،مثل،  آب

آیا کم آبی سجهرود ادامه دارد؟

قابل توجه مسئولین بخش و شهرستان و استان.

ظاهرا اراده ای برای رفع مشکل وجود ندارد.

اما مسئولین محترم بدانید و آگاه باشید،ما از نوشتن و مطالبه گری خسته نخواهیم شد.

ابتدا مشکل را کلی مطرح می کنیم در صورت عدم توجه،نامه ای به تک تک مسئولین ذیربط در فضای مجازی و رسانه ها ارسال خواهیم کرد،در صورت عدم توجه،طبق وظایفی که در قانون اساسی برای مسئولین تعریف شده، آنان را به محکمه خواهیم کشاند،

سجهرود آب دارد، ولی متاسفانه به خاطر سومدیریت،عدم توجه،و بی مبالاتی،با نبود آب مواجه شده.

آب موجود اگر به خوبی مدیریت شود، مصرف اهالی را پاسخ خواهد داد.

در صورت بروز کمبود،آب رودخانه برندق که میلیاردها تومان هزینه اش کرده اند، می تواند کمکی استفاده شود و جبران کمبود نماید.

برای تامین آب شرب پایدار احداث یک یا دو سیل بند در بالادست،کاریز سجهرود، بهترین و کم هزینه ترین راه ممکن است.

با توجه به موارد ذکر شده،مشکل آب سجهرود براحتی با کمترین هزینه قابل رفع و حل شدنی است،پس چرا چندین سال است به صورت مزمن این مشکل وجود دارد،

آیا جز بی توجهی،بی مبالاتی،عدم مدیریت کارآمد، عدم فرهنگ سازی در مصرف، می توان دلایلی برای آن یافت؟

لطفا مسئولین ذیربط اقدامات لازم را انجام دهید، نگذارید، این مطالبه به حق اهالی بر زمین بماند،و ما ناچار شویم هر روز دست به قلم شویم.بلاخره،یکی صدای ما را می شنود، در این صورت،اهمال شما، برایتان وجهه خوبی نخواهد داشت..

ولی محمد جعفری سجهرود

 

tttttttttttttttttttttttttttttttttttttttttt

پاکزاد 

شنبه ۲ اسفند ۱۳۹۹ ساعت: ۱۸:۱۴

با درود
نوشته ی از دل برآمده ی آقای ولی محمّد جعفری را که از سر آگاهی و دلسوزی بر پایگاه پاراسس نقش بسته است ، باید همه ی دست اندرکاران ، اگر اندکی بر عهد یاری رسانی خویش پایبندند ، بخوانند و عمل کنند و بدانند این روستای اندیشه ورز کــــه از گنجینه های
افتخار آفرین شهرستان خلخال به شمار می رود ، شایسته ی نکوداشت هــــــــای بیش ازاین است 

tttttttttttttttttttttttttttttttttttttttttttt

نویسنده:فریدونی 

یکشنبه ۳ اسفند ۱۳۹۹ ساعت: ۱۱:۷

باسلام متاسقانه مردم نجیب روستاهای بخش خورشرستم جنوبی چوب نجابت وحیای بیش از اندازه خودرا می خورند چرا که حق مطالبه گری خودرا فدای حجب وحیای خودکرده اند درحالی که به حق وحقوق شهروندی خود واقفند اما ازمطالبه ان به لحاظ بعضی ملاحظه کاری ها نا توان هستند
مسولینی که بعد از چهل ودو سال انقلاب محرومین کوچکترین وابتدایی ترین مشکل محرومان رانادیده گرفته وبرای انان حقوق شروندی قایل نیست از این ببعد نیز هیچ امیدی به انان نیست و از طرف دیگر فرزندان این مردمان شریف که خودرا در ساحل نجات می بینند وزرق برق واسایش زندگی درشهرها را تجربه می کنند وفراموش کرده اند که حاصل این رفاه واسایش قد های خمیده ودستان پینه بسته پدران ومادران انها درروستاهاست انها باتمام مشکلات وظیفه خودرا انجام دادند سوختند وساختند ومارا نجات دادند حال این ما هستیم که باید با اتحاد وتدبیر حقوق پایمال شده انان را از مسولین بگیریم ان هم نه با نامه نگاری بلکه با اقدام های عملی چراکه بنده درمدت چهار سال عضویت شورای اسلامی جایی اداره ای ومقام و مسولی نمانده که مشکلات رانگفته باشم متاسفانه به این نتیجه رسیدم که اراده ای برای رفع مشکلات روستاها نیست

قشلاق های سجهرود (قسمت دوم)

 

7.عزیز دامی:این قشلاق در گذشته بصورت یک آبادی بوده است که در زمینهای اطراف آن کشاورزی

نیز رواج داشته.صاحبان اصلی این قشلاق سردارخان و غریب خان از نتاج حاج سلیمان بودند.اینان

ساکنین همیشگی این قشلاق بودند و فقط در زمان کوچ به ییلاق به همراه سجهرودیها منطقه مسکونی

خود را خالی می گذاشتند.بعد ها سردارخان و برادرش غریب خان به روستایی در نزدیکی ییلاق قزل بلاغ

(سوسهاب)نقل مکان کرده و برای همیشه در آنجا سکنی گزیدند. هم اکنون این قشلاق مورد استفاده نیست.

8.محمود دامی: این قشلاق از سمت شمال به عزیز دامی وازسمت جنوب به دمکلر محدود می شود.در

نزدیکی این قشلاق صخره بزرگی هست که به برک داش معروف است.صاحب اصلی آن نامعلوم است.و

الان به خاطر وجود این صخره ها و نیز کوچک بودن مساحت آن مورد استفاده نیست.

9.دمکلر:یکی دیگر ازقشلاق های معروف روستای سجهرود دمکلراست وجه تسمیه آن یعنی کلمه

دمک در لغت به معنی جاییست که در آن بزغاله وبره نگاه می دارند. صاحبان اصلی این قشلاق بهمنیلر

(حاج آدی گوزل وبشیر) و نیز لک ها (علی اشرفلیلر) می باشند.این قشلاق در سالهای نچندان دور بیشترین

گله گوسفند(آق توکلی) را در خود جایی می داده.این قشلاق به همراه قشلاق اولی چمی در بعضی از فصول

سال (پاییز) به عنوان محل پروار نیز مورد استفاده قرار می گرفته.

10.حاج میرزا زاغه سی:این قشلاق همانطوری که از اسمش پیداست متعلق به حاج میرزه لیلر  می باشد.

آنان به فکر حفر وکندن یک غار شبیه غارقشلاق گره مزاری می افتند.و در نهایت تصمیم آنها به ثمرمی نشیند

و احشام به هنگام بارش برف و باران و نیز کولاک در آنجا مستقر می شدند.اماپس ازاندک زمانی این زاغه

به علت سستی خاک تخریب می شود.واز آن پس دیگر این قشلاق مورد استفاده قرار نگرفت.این قشلاق نیز

بمانند عزیز کومی در اطراف خود زمینهایی جهت کاشت علوفه داشته است.

11.گدیک کومی: این قشلاق بین حاج میرزا زاغه سی و یلینگاه واقع شده است. صاحبان اصلی این قشلاق

لک ها بوده اند.این قشلاق نیز بمانند عزیز کومی –گنجی کومی-محمود دامی-مورد استفاده نیست.فقط آثارو

بقایایی از آنها بصورت تخریب شدهنمایان است.

12.یلینگاه:این قشلاق نیز یکی ازچند قشلاق موجود روستای سجهرود می باشد که در آغاز فصل سرما

پذیرای احشام روستای سجهرود بوده است.صاحبان اصلی این قشلاق حاج میرزه لیلر می باشند.

 

نکته بسیار مهم اینکه قوم آرواتان بواسطه قرابت ومناسبات خویشی وقومی از زمان ازدواج سرچه وحاج ولی محمد،سهم خود را از قشلاق های سجهرود درقشلاق اولی چمی یافتند.واز آن پس به همراه حاج قهرمانیها همه

ساله احشام خود را بدانجا می روند.

·         مسیر های قشلاقی:

راه اصلی قشلاق های یلینگاه و قاراچم از سمت جنوب شرقی روستای سجهرودوبا عبوراز نارلی چم وسپس به قشلاق های مربوطه ختم می شود.اما راه سایر قشلاق هاازجنوب غربی سجهرود پس از عبورازکلاسر بلاغی – مال قریلان – کاروانگاه به گنجی کومی می رسد.از اینجا راه و مسیر اصلی قشلاق ها جدا می شود.

گرد آورنده

عیسی قهرمانی سجهرود

تذکر

 درحال حاضر تمامی این قشلاق های از منابع ملی می باشد  

وتمامی طایف سجهرودیها در آن ها سهیم می باشند ومورد استفاده  همگان می باشد

آنچه ذکر شد سبقه تاریخی این مکانها می باشد

 

قشلاق های سجهرود

قسمت اول                                        سجهرود

·       قزل اوزن مصدرو مسند تاریخی زندگی قشلاقی سجهرودیها

 

زندگی و تاریخ تمدن بیشتر اقوام وملل همواره در کنارو درمجاورت رودها بوجود آمده وبه گواه

مورخین ونیز جامعه شناسانی چون ویل دورانت وهگل وحتی هرودت(پدر علم تاریخ) خاستگاه و

پیدایش اصلی تمدن هاوجود رودخانه های عظیمی هست که بسبب شرب وآبیاری مراتع ومزارع

حایز اهمیت اند.وبه قول ویل دورانت:جغرافی زهدان تاریخ،مادر وپروراننده وتربیتگاه آن است.

شاید سجهرودیها به واسطه نوع وشیوه زندگی عشایری خود یعنی کشاورزی ودامداری کرانه های

رودخانه قزل اوزن رابه عنوان قشلاق برای خود انتخاب نموده اند.از آنجایی که دامداری وزندگی

دامپروری از قدیم الایام شغل غالب واکثریت مردمان آن دیاربوده وهست.بطور حتم بایستی به دنبال

یک ناحیه ومنطقه حاصلخیزوپرآب می بودندونیزبه احتمال خیلی قوی وبا مطالعه، قزل اوزن را

خاستگاه اصلی زندگی قشلاقی خود انخاب نموده اند.روشن وواضح است که چنین اقدامی بدون تامل

و تفکر نبوده است.در این اثنا آنچه از گذشتگان برای نسل ما به یادگار مانده،وجود قشلاق های

معروفی است که تا به امروز ما رادرفصولی ازسال در آغوش خود جای داده است.

·        قشلاق های سجهرود:

1.غارغولیخ چمی:این قشلاق در روزگاری نچندان دوردر اختیار سجهرودیها بوده که هم اکنون

صاحبان آن سفیدآبیها هستند .نام دیگر این قشلاق کریم خان غارغولیغی می باشد.این قشلاق در

نزدیکی میخ توکلن واقع شده.

2.اولی چمی:این قشلاق حدودا در فاصله 500 متری قزل اوزن واقع شده. ازشمال به منطقه

بای داملاری(بیگ) واز سمت جنوب به قشلاق گره مازالی(گبر مزاری)منتهی میشود.صاحبان

اصلی آن فرزندان ونتاج حاج سلیمان(حاج رحمان و حاج قهرمان)بوده است.هم اکنون نیز مورد

استفاده است.در سال1332 این قشلاق توسط آقایان شکور رحمتی ورحمت الله(ضرغام)آذرگشب

به آقایان عزیزبیگ،خانجان بیگ ورشید بیگ از قریه میانرودان وبه قیمت هرسالی 300 ریال و

به مدت 5 سال به اجاره داده شده بود.نکته بسیار مهم تاریخی در این قشلاق ،وجود نقوش وکنده کاری

بر روی تخته سنگ های بلند اوست که شکل هایی از حیوانات وابزار آلات شکارو نیز نقش هایی

از انسانهادرآن منقش شده است.که خود بیانگر تاریخ وهویت مردمان سجهرود می باشد.

 

3.گره مزاری(گبر مزاری):این قشلاق حدودا در فاصله 100 متری قزل اوزن واقع شده.از سمت

شمال به اولی چمی واز سمت جنوب به قشلاق قاراچم منتهی می شود.در نزدیکی این قشلاق غاری

وجود دارد که آنرا از سایرقشلاق ها ممتازتر می نماید (گره مزالی کوحولی).صاحبان اصلی این

قشلاق ایلخانلی ها هستند که در سالهای بعدی آزمونها وآذریها نیز در کنارایلخانلی هابه این قشلاق

می رفتند.منطقه آغزی بیرحد وسط این قشلاق با قاراچم است.وجه تسمیه آن برگرفته از قبرستان

گبری ها(کافر)است که آثاربجا مانده این قبرهابیانگر این واقعیت مهم تاریخی است.

4.قاراچم:این قشلاق در 60 متری قزل اوزن قرار گرفته.ازسمت شمال به قشلاق گره مزاری و از

سمت جنوب به حدود روستای کلوج ازتوابع طارم علیا(استان زنجان)محدود می شود. این قشلاق نسبت

به سایر قشلاق های سجهرود بزرگترین و وسیع ترین آنها محسوب می شود. این قشلاق در درون

خود قشلاق های احاطه شده ای داردکه درنوع خود بسیار منحصربفرد می باشد. قشلاق های محاطی

آن عبارتند ازترپاخلی چم-آق چم-آشاقه قاراچم وساریمساخلی.صاحبان اصلی این قشلاق حاج میرزه لی لر

(بهاریها)می باشند.از دیگرتفاوت این قشلاق با سایر قشلاق ها تلاقی آب روستای سجهرود با قزل اوزن

در ناحیه ای موسوم به سوجاهری سویی قویشان می باشد.آب این رود در گذشته ازپورت پورت بلاغی

کرگزلی ونولی دره سی ونیز از ایستی بلاغ پس ازطی مسافتی طولانی وعبور از نارلی چم و در نهایت به

قزل اوزن می ریخت.لازم به ذکر است که آب این رود در گذشته بسیار زیاد بوده،طغیان آب وجاری

شدن سیل هموارهبخشی از زمینهای همجوار رودخانه راتخریب ومساحت آنها را در دراز مدت کوتاه

کرده است.

5.دره قشلاق:این قشلاق از سمت شمال به میخ توکلن وغارغولیخ چمی واز سمت جنوب به دمکلرو از

سمت شرق به گنجی کومی و از غرب به اولی چمی محدود می شود.صاحب اصلی این قشلاق حاج قهرمان

بوده است.در نزدیکی این قشلاق منطقه ای هست که به رحیم کوم ییریسی معروف است . اگرچه برای

ساختن آن تلاش زیادی شده ولیکن هیچ وقت مورد استفاده قرار نگرفت.قطعا دلیل عدم استفاده آن نزدیکی

آن به دره بوده است.

6.گنجی کومی:این قشلاق در واقع چهار راه وشاهراه اصلی سایر قشلاق هاست.و به عنوان قشلاق عمومی

اهالی روستای سجهرود مورد استفاده بوده است.هم اکنون مورد استفاده نیست وفقط به عنوان استراحتگاه

موقت ،جهت رفع خستگی و احیانا خوردن و آشامیدن در کنار چشمه و تک درخت معروف مورد

استفاده قرار می گیرد.به احتمال بسیار قوی نام آن برگرفته از بانی و صاحب اصلی آن(گنجی) بوده

است.شاید هم کلمه گنجی (محلی که دارای زر و طلاست)می باشدو یا ....؟از مهمترین سبزی آن

شومی تره سی ونیز قارچ و دونبالان آن معروف است. در ایام فصل بهار پذیرای میهمانان وتفرجگاه

سجهرودیهاست.

عیسی قهرمانی سجهرود

.

 

ادامه نوشته

گذر نسیم

هژبر وسعیدخان قربانی

گذرگاه نسیم



 آفرین باد بر آن کس که نشد با بد جفت

سخن نیک بگفت و سخن نیک شنفت

 پیش رو تا که بود راست ره همواری

نرود راهی فرزانه ز کژ راه کلفت
1

 عاشق آن است که پروا نکند از ره سخت

نزد هر دلشده ای خوف و خطر دارد و اُفت

نارفیق است که دنیای ریا عرصه ی اوست

دوست با دوست بجز صلح و صفا هیچ نگفت

 نشنود نغمه ی بلبل ز گذرگاه نسیم

آن که در سرزدن ناب سحر خواهد خفت

 تو به جایی نرسی تا که تلاشی نکنی

ندهد گردش دنیا به کسی روزی مفت

 کوی محبوب به مژگان غزل های دری

این هژبر از سر دلدادگی خویش برفت




هژبر پاکزاد

17 دی 1397 خورشیدی 

 

2222222222222222222222


1 ــ ناهموار

* ــ از دیوان « سپهر سخن »

ترحیم

 

در گذشت حاج حیدر اسکندر را به فرزندان گرامیش وخانواده محترم تسلیت می گویم روحش شاد

حشمت اله بهاری