.
 
قالب وبلاگ
ابزارهاي مفيدپارا سس
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت
تحلیل آمار سایت و وبلاگ

انگارهمین دیروز بود که عزمی جدی برای تشکیل پایگاه اطلاعاتی روستاهای آهو، سفیدآب وسجهرود گرفته شدوکلمه پاراسس برآن نهاده شد هم بدین جهت که مخفف پایگاه اطلاع رسانی روستاهای آهوسفیدآب ، سجهروداست وهم به این لحاظ که صدا وفریادی نصفه ونیمه است که برای تکمیل این ندا واین صدا به همراهان وهمگامان زیادی نیاز خواهدبود.وچه خوب که مادراین حومه ودراین روستاهای دورافتاده این جامعه بزرگ ، آنچه که داریم فریاداست ، فریاد جوانانی که درسخت ترین شرایط اقلیمی وزندگی توانسته اند خویش رابه جایگاه والای انسانی ، علمی وفرهنگی برسانند واما ظاهرادراین به اصطلاح اجتماع بزرگ کشورمان ایران ،گویی فرقی بین آنها و جوانان آن اغلب شهرنشینان نازپروردتنعمی که با قدرت وثروت پدران ومادرانشان هنوز به جایی نرسیده اند وچون پاندول ساعتی آویزان پدران ومادرانشان هستند نیست واین بود که احساس می نمودیم قطعا آنچه که خواهیم داشت فریاددادخواهی این جوانان غیوری خواهد بود که درکودکی مردند ودرمردانگی بی بدیل ، که برای احقاق حق خویش ، درصحرای سکوت این برهوت مرگ ، فریاد خواهند زد. اما دریغ وافسوس که این آرزوی دست نیافتنی بود هم ازاین جهت که عموما نه تنها فریادی وندایی ازسوی آنانی که انتظارش راداشتیم سرداده نشد بلکه اگر گهگاه نجوایی وصدایی وندایی ازدرختان فریاد این کویرسرداده می شد به دست تبرناخواسته ونادانسته بعضی ازجاهلان منقطع می شد. به راستی ماراچه شده است ؟ مگرماگردانندگان وبلاگ پاراسس چه اختیاراتی داشته ایم که ازآنهااستفاده نکرده ایم ؟ قراربوده است کدامین کاراجرایی راشروع کرده وبه اتمام برسانیم که نیمه کاره رهایش کرده ایم ؟ قراربوده است که برکدامین نهاداجرایی نظارت داشته باشیم که ناظر خوبی نبودیم وچشمانمان رابرهرآنچه که بوده است بسته ایم . نه دوستان عزیز ، نه خوانندگان گرامی ، ما نه پیمانکار پروژه های اجرایی روستابوده ایم ونه ناظر اجرای آن ، ونه دارای اختیاراتی تام وکامل، بی شک گروهی بوده ایم که بی هیچ اجر ومزدومنتی قصدداشته ایم که دروهله اول به عنوان یک پایگاه اطلاع رسانی عمل نماییم .وبعدبه عنوان یک فضای ارتباطی وتعاملی ، نقش یک سوئیچر ویاسلکتوری راداشته باشیم که افکارواندیشه هامان راازجای جای کشورمان به همدیگراتصال دهیم وازآن بهره ببریم وواضح ومبرهن است که دراین فضای تعامل وبسته ارتباطی ، خیلی ازاندیشه ها شناخته می گردند ، ونظرات ودیدگاههای دوستان هم ولایتی هامان درمواردگوناگون درج می گردد ومهمترازهمه این مسائل ، گسست ارتباطی ونآشنایی بین نسل های متفاوت ازدهه چهل تاحتی دهه هشتاد ازبین می رود وچه کاری مهمترازشناخت همدیگرو ایجاد علقه و وابستگیی که درهمه سنین نسبت به زادگاهمان وجوددارد یکجا به صورت یک پتانسیل واحددریک پایگاه اطلاعاتی جمع آوری گردیده ومطرح شوند.

بنده به عنوان یک عضو کوچک وفعال وبلاگ ، معتقدم که پاراسس دراین زمینه ها به خوبی عمل کرده است هم درعرصه اطلاع رسانی وهم درعرصه ارتباطی ، وهدف هم همین بوده است . امامتاسفانه درهم اندیشی های گوناگون موضوعی ، اختلاف نظرها واختلاف سلیقه هایی وجودداشته است که گهگاه این اختلاف نظر وسلیقه ها بقدری بدمطرح شده وبدبرداشت شده است که کین وکدورتهای بی اساسی راحاصل شده است که حاصل آن به نفع هیچکدام ازاهالی ومخاطبان وگردانندگان پاراسس نیست.

سوءبرداشتهایی ازاین قبیل که وقتی ازدوران گذشته یادمی کنیم بی گمان عده ای دوران ارباب ورعیتی آن زمان رایادآورمی شوند وآن دوران را، دوران سیاه منطقه می دانند وازیادآوریش گریزاننددرحالیکه هرموضوعی رابایددرظرف زمانی خاص خودمطرح نمود ویادآوری گذشته " تجربه" حال و" عبرت " آینده است. سوء برداشتهایی ازاین قبیل که وقتی برای شخصی پیام تبریک درج می کنیم واوراموفق ونخبه می نامیم ، فورا شمشیرهای آخته ای درغلاف انتقاد ، درمنتهی الیه پیام تبریکمان چنان کشیده میشوند وکلمات وجملات راسر می برند که : آقا! نخبه کدامست ؟!حالاایشان به جایی رسیده اند شماچراایشان رانخبه می نامید؟ سوءبرداشتهایی ازاین قبیل که وقتی پیام تسلیتی رابرای دلداری وآرامش خانواده معزی درج می کنیم ناگهان عده ای بحث اصالت وسجهرودی بودن یانبودن رامطرح می نمایند.سوءبرداشتهایی ازاین قبیل که وقتی تصویری راکه دهانش دوخته شده است قرارمی دهیم عده ای آن راتوهین به خودتلقی می کنند وتوهینها نثارمان می نماینددرحالیکه تصویرگویای این حقیقت است " که بهترین فریاددرمقابل خلط مباحث بعضی ازدوستان ، این است که دهانمان رابدوزیم وحرفی نزنیم ودم برنیاوریم". یعنی ، حتی ماحق نداریم سکوت هم بکنیم ، وجالب تراین که درمیان همه این هیاهوها ، عده ای خودراسجهرودی ترازدیگران دانسته وکاسه داغترازآش می شوند وبه خودشان اجازه می دهند که فرمان بستن وبلاگ راهم صادرنمایند آن هم نه ازنوع محترمانه وانسانی اش ، که آهای آقایان دراین طویله راببندید!!... چه می شود کرد کسی که دیدگاهش حیوانی باشد ، دنیایش ، به اندازه همان طویله ، کوچک ومحقر خواهدبود وجزآخور وچهارپا وبستن وبازکردن و... چیزدیگری رانخواهددید. و متاسفانه دراین چندروز به قدری توهین ، تهمت ، افترا وبهتان ازبعضی ازاین آدمها چه به صورت نظر وچه به صورت حتی پیامک دیده وشنیده ایم که درنهایت منجربه خداحافظی آقای حیاتی گردیدوبنده هم تصمیم گرفتم عطای این وبلاگ رابه لقایش ببخشم . ولی بیشتر که اندیشه نمودیم دیدیم که خداحافظی وکوتاه آمدن ازادامه کار، یعنی پیروزی همانهایی که ازشروع به کاروب مخالف بودندوبه انهاء مختلف سعی داشتند که ماراازدامه کاربازداشته ویامنحرف نمایند، پیروزی همان دوستان جاهلی که پاشنه کش ابلق هایی بوده اند که هرروز بابهانه هایی مختلف وکلیدواژه های متفاوت مانعی راایجادمی نمودند تاماراازادامه این مسیر بازدارند ومن یقین دارم که مخاطبان عزیز واندیشمند پاراسس باآنان همسو نبوده وبعدازاین بیشتر همراه وهمیارماخواهندبود تاشاید خدواندنیز آنهاراهدایتشان کند واین نکته رابفهمند که:پهنای باند فضای مجازی به اندازه همه آدمهای کره زمین برای ایجادوبلاگ ووبسایت جا وفضادارد بهتراست درقسمتی ازاین فضای مجازی بانام سجهرودآهوویاسفیدآب ویاحتی برعلیه اینها ویابرله این سه ویاشایدهم برعلیه پاراسس وبلاگی تاسیس نمایند وخودمجری ونویسنده اش باشند وبعدازاین هم تریبون سجهرود و سجهرودی نشوند شاید حداقل آماربازدیدکنندگان روزانه اشان به آنان تفهیم نماید که سخت دراشتباهند! ویاشاید مخاطبان ومراجعه کنندگان آنها نشانشان دهند که کارفرهنگی ورسانه ای ، سعه صدروادبیات منحصر به فرد ومهربانانه ای می خواهد که با این گونه نوشتاری که برای ما ارسال می نمایند بعید است نمایشی ازکار فرهنگی رابتوانند به نمایش بگذارند.در هرصورت ما بعدازگذشت سه سال ازعمرپاراسس ، بعضی ازنظرات ، بعضی از مخاطبینمان رادرمعرض دید سایر مراجعین بزرگوارقراردادیم تا حداقل بدانند که اغلب باچه افرادی درگیر هستیم ،مطمئنا آنهایی که هنوز باالفبای درج نظرات آشنایی ندارند ودراین چندروزه مارا دزد ، دروغگو ، بی اصالت ، بی فرهنگ ، خر ، بی شعور ، ملعون و....خطاب نموده اند بدانند که بعدازاین درهرشرایطی که باشیم  ، توهین وتهمت هایشان درپشت دیوار ستبر باکس نظرات پاراسس خواهد ماند ودرج نخواهد شد وبهتراست بعدازاین به خودشان زحمت نوشتن اینگونه جملات راندهند که تایید نخواهندشد.وبدانند که به یاری خداوند ، پاراسس مرگ نخواهد داشت وبه زندگیش ادامه خواهدداد .

درپایان ، ازهمه دوستان ، عزیزان ، ومخاطبان بزرگوارمان به خاطر درج این گونه نظرات عذرخواهی می کنیم .واطمینان میدهیم که بعدازاین چنین نوشته های سخیفی درج نخواهد شد  

[ یکشنبه 27 مهر1393 ] [ 1:23 ] [ بهنام رحمتی سجهرود ]

 کلیدواژه ها یاکلماتی که ماروزمره ازآنهااستفاده می کنیم حاصل یک داستان ، اتفاق ، یافرآیندی است که درگذشته به وقوع پیوسته واستفاده شده وهم اکنون نیز استفاده میشود.دانستن این که این کلمات ریشه وماخذشان ازکجا وبه چه صورتی بوده خالی ازلطف نیست.امیدوارم درفرصتهای آینده بتوانم کلمات دیگری را نیز به ادامه این نوشته اضافه نمایم .

بستنی :

دراواسط درگیری های دوران مشروطیت درشهررشت شخصی به نام کریم باستانی برای جلب بیشتر مشتری هایش ، اقدام به پخش یخ دربهشت نمود ودرهمین دوران وبرای اولین بار بامخلوط کردن شیر ویخ وزرده تخم مرغ وگلاب وشیره ملایر ، اولین بستنی تاریخ بشریت راساخت که مورداستقبال اهالی بازار وهمسر سفیرانگلیس قرارگرفت.ومغازه ای درهمان حوالی توسط سفیرانگلیس به کریم اهداءشدکه برسرآن به زبان انگلیسی اسم فامیلی کریم (باستانی)،bastani نوشته شده بود که ایرانی ها به اشتباه بستنی می خواندند.درزمان افتتاح فروشگاه ، سفیرانگلیس گفت: مابه احترام کریم اسم محصول راآیس کریم می گذاریم.ونام انگلیسی بستنی هم درتاریخ ثبت گردید. میرزاحسن خان مستوفی ، مسوفی الممالک دوران مشروطیت ، درکتاب خاطراتش می نویسد این پدرسگ (کریم باستانی) لیسیدنی ساخته است از سرداب های یزد سردتر، وازلب یارشیرین تروازپنبه خراسان نرمتر، سالها بعد کریم بایکی ازکارمندان سفارت انگلیس به نام الیزابت بسکین رابینز ازدواج نموده، سپس به انگلستان وبعدازآن به آمریکا مهاجرت می کند.

خالی بندی :

درزمان رضاشاه به دلیل کمبوداسلحه ، بعضی ازپاسبانهایی که گشت می دادندفقط غلاف خالی اسلحه ، یعنی همان جلدی راکه اسلحه درآن قرارمی گیردراروی کمرشان می بستند ودرواقع اسلحه ای درکارنبود . دزدهاوشبگردها ، وقتی متوجه این قضیه شدند برای اینکه همدیگررامطلع کنند به هم می گفتند که طرف " خالی بسته "ومنظورشان این بود که فلان پاسبان اسلحه ندارد وغلاف خالی اسلحه رادور کمرش بسته به این معنی که برای ترساندن ما بلوف می زندکه اسلحه دارد وروی همین اصل بود که واژه خالی بندی رواج پیدا کرد.

پدرسوخته  :

درمصرباستان اگرکسی ازکسی پوال وام می گرفت وبدهکارمی شد ضمانت بدهی اش جسد مومیایی پدرش بود واگر وامش رانمی پرداخت طلبکار حق داشت مومیایی پدرش رابسوزاند. به این  دلیل کسی که ازنظر مالی بدهکار، وورشکست بود پدرسوخته نامیده می شد. کم کم این اصطلاح به سایر ممالک وایران هم رسید ومورداستفاده قرارگرفت.

آکبند:

آکبند یک واژه لاتین است ودرواقع کلمه فارسی نمی باشد . دردوران گذشته آبادان به عنوان بهترین بندرایران تلقی می شد وتمام کشتی های تجاری ( بیشترازکشورانگلستان واردایران می شدند) ،درآنجا بارهایشان راتخلیه می نمودندیابارمی زدند. روی برخی ازاجناس که خیلی مرغوب بودند نوشته شده بود UK BAND یعنی(United kingdom Band )به معنی بسته بندی شده انگلیس ، ولی کارگرهای عزیز آن زمان ، آن راآکبند می خواندندوهمین طورهم شدکه این تلفظ اشتباه تاکنون درکشورمان رایج است وبه جنسی که بسته بندی شده وظاهرا نومی باشد می گویند آکبند.

 

[ یکشنبه 27 مهر1393 ] [ 1:5 ] [ بهنام رحمتی سجهرود ]

بسم الله الرحمن الرحیم

اینک که دست طبیعت، بهار زندگی ما را به برگ ریزان خزان بدل کردو گل سر سبد زندگی ما رابه دیار باقی بردو روح بلند مادری مهربان، خیر و عاشق پاکباخته اهل بیت (ع)مرحومه مغفوره شادروان زهرا رضائی را با خود به پرواز در آورد و به ملکوت اعلی فرستادو همه را در ماتم و سوک ابــدی نشاند، به حکم ادب و حق شناسی،بدین وسیله از همه عزیزان، سروران، دوستان، آشنایان، اقوام،که بازماندگان را در تحمل این مصیبت یاری بخشیدندو با حضور آرامش بخش و دلسوزانه خود، مورد تفقدقرار دادندو یا با تلفن، پیامک، نمابر، ارسال اعلامیـه، ایمیل، پارچـه نوشته،درج آگهی در مطبوعات، با نثار تاج گل و حضـور خودقـــرار دادندمرهمی بر قلب داغدارمان بودند، صمیمانه تشکر می کنیم.همچنین نظر به این که به علت تالمات روحی فراوان و کثرت بزرگواران،قادر به قدردانی حضوری و تلفنی نشده ایم،یک بار دیگر دست همه شما را می فشاریم و می بوسیم و دست دعا به امید اجابت به درگاه خداوند بزرگ بلند می کنیم و سلامتـی و بهروزی همه شما را از درگــاه خداونــد متعال مسئلت داریم

 

                         ازطرف:خانواده های داغدیده نوروزی،رضائی،قهرمانی

[ شنبه 26 مهر1393 ] [ 17:3 ] [ عیسی قهرمانی سجهرود ]

[ جمعه 25 مهر1393 ] [ 12:34 ] [ ]

باکمال تاسف وتاثر باخبرشدیم که

همسر آقای فرهود نوروزی

 

خانم زهرا رضایی

 

دربیمارستان پورسینای رشت به دیارباقی شتافت.

ضمن عرض تسلیت به خانواده محترم نوروزی،مادروخواهران داغدار

مرحومه،برای ایشان طلب بخشش ومغفرت الهی ، وبرای همه

بازماندگانش صبروشکیبایی آرزومندیم.

********************************************

به همین مناسبت مراسم سوم و هفتمین روز درگذشت آن مرحومه روز پنجشنبه مورخه ی 1393/7/24  از ساعت 14:30 الی 16

در مسجد امام حسین(ع)

واقع در شهر قدس، 45 متری انقلاب ، روبروی آتش نشانی برگزار می گردد

 

همکاران وب پاراسس

[ دوشنبه 21 مهر1393 ] [ 23:53 ] [ بهنام رحمتی سجهرود ]
دوستان ومخاطبان عزیز حوزه پاراسس

باکمال تاسف باخبر شدیم که یکی ازهم ولایتی عزیزمان (آقای فرهودنوروزی)درراه بازگشت ازرشت به تهران درجاده خشکبیجار رشت با خودرو سواری خویش درجاده بارانی ولغزنده شمال ، دیروز (روز شنبه) تصادف نموده اند خوشبختانه حال خودایشان وفرزندانشان خوب است باآنکه فرزند پسرایشان کمی ازناحیه دست وسر آسیب دیده اند اما حال عمومی ایشان رضایتبخش گزارش شده است .متاسفانه ،همسر ایشان درآی سی یو به سر می برند وهم اکنون دربیمارستان پورسینای رشت بستری هستند از شمامخاطبان عزیز وهمراهان بزرگوار تقاضامندم دراین شب عزیز ، دعا کنید که خداوند هوشیاری وسلامت کامل را به ایشان عطانماید تا همچون همیشه سایه مهرمادریش رابرسر فرزندانش درکمال صحت وسلامت بگستراند

[ دوشنبه 21 مهر1393 ] [ 2:45 ] [ بهنام رحمتی سجهرود ]

هان! ای مردمان!

علی را برتر بدانید، که او برترین انسان از زن و مرد بعد از من است.

هرکه با او بستیزد و بر ولایتش گردن ننهد نفرین و خشم من بر او باد

(خطبه ی غدیریه)

عید کمال دین

سالروز اتمام نعمت

و هنگامه اعلان وصایت

و ولایت امیر المومنین علیه السلام

بر شیعیان و پیروان ولایت خجسته باد

[ دوشنبه 21 مهر1393 ] [ 2:26 ] [ بهنام رحمتی سجهرود ]

  

روز چهاردهم مهر 93 که نخستین روز همایش روز ملی روستا بود، رئیس جمهور محترم آقای دکتر روحانی در افتتاحیه همایش سخنانی مهمی ایراد فرمودند که اگر مورد توجه قرار گیرد چشم انداز روشنی را در جهت توسعه روستا ها ترسیم می کند. فراز هایی از سخنان رئیس جمهور که دلگرم کننده و امیدوار کننده بود جهت توجه بیشتر برنامه ریزان کشوری و هم چنین مدیران استانی در این مقاله متذکر می شویم تا تصمیم گیرندگان در برنامه های آتی خویش با یاری نخبه گان منطقه این نکات را مد نظر قرار دهند.

رئیس جمهوربا نام خدا آغاز سخن کرد وفزمود:

حفظ معماری روستائی وعدم تبدیل معماری  روستائی به کاریکاتورشهریعنی خفظ هویت روستا عدم تبدیل آنها به شهر کوچک تاکید داشتند.وحفظ وصیانت از فرهنگ و آداب وسننن روستائی را ازقبیل لباس پوشیدن ومحل تجمع روستا ئیان در مراسم مختلف در جشنها ودر عزا لازم وضروری شمردند

 احیای صنعت توریسم که لازمه آن شناساندن ویژگی  های مناطق مختلف روستائی وایجاد بسترهای مناسب وسرمایه گذاری  در این امررایادآوری نمودند و تاکید داشتند که بزرگترین جاذبه روستا طبیعت بکر وزیبا آن هست بنا براین باید منابع طبیعی وشرایط زیست محیطی روستا حفاظت واحیا شود.واز برخورد های خشونت آمیز باطبیعت بجد پرهیز شود

تامین امکانات بهداشتی ودرمانی در روستا وجدی گرفتن مسئله بیمه  روستائیان  وبرقراریحقوق بازنشستگی واز کار افتادگی وایجاد مراکز رفاهی وتفریحی با اتخاذ سیاست های مناسب وکار امدومتناسب بافرهنگ عمومی منطقه را توصیه نمودند

رئیس جمهور به تاثیر تکنولوژی در روستاها اشاره نمودند  واز نفوذ فضای مجازی در جوامع روستائی واز حضور وبلاگ نویسان جوان در این فضا سخن گفتند وآنرا امری مبارک دانستند رئیس جمهور در ادامه سخنان خود از از تهی شدن تدریجی روستا ها از درون اظهار تاسف کردند واز مراکز تحقیقاتی خواستار چرائی مهاجرت روستائیان شدند وتوسعه پایدار را بدون توسعه روستا غیر ممکن دانستند وبر حقوق روستائیان به عنوان یک شهروند ایرانی تاکید نموده واشاره نمودند که مقصود ازحقوق شهروندی حقوق شهر نشینی نیست بلکه برخوداری همه ایرانیان از حقوق حقه خود می با شد ایشان حضور تکنولوژی در روستا را باعث افزایش هزینه زندگی در روستا  دانسته وبر افزایش تولید وبالا بردن بهروری زمین واستفاده بهینه از اب زراعی وبکار گیری روشهای علمی ابیاری واعطا ی امتیازات ویژه وتسهیلات اسان بروستا تاکید نمودند.

رئیس جمهور برای ایجاد اشتغال در روستا به صنایع دستی وتبدیلی وصنعت کشاورزی وهمچنین به کشاورزی صنعتی اشاره نمودند واز ایجاد تشکل های روستائی وتعاونی های روستا واز ادغام زمین های کوچک سخن گفتند  وخواستار تعریف یک روز معین برای هر روستا ویا هرمنطقه  شدند وهمچنین خواستار  تشویق مردم  به حضور در همان روز در ان مناطق بودند. که  این امررا موجب رواج اقتصادی می دانستند.

منتخب مردم در پایان سخنان خود توسعه پایدار را   توسعه موزون،همزمان،جامع،وپایدار دانسته  برای دستیابی به اهداف فوق برلزوم سرمایه گذاری وبرنامه ریزی همه جانبه اشاره نمودند.و از بخش خصوصی وسرمایه گذاران خواستند در امر ورود کنند همچنین ایشانداشتن ثبات وامنیت وارامش را الزامی دانستتند.

سخنان رئیس دولت ومنتخب مردم نشان  از اشراف کامل ایشان به مشکلات ونارسائی های حاکم بر جوامع روستائی دارد. وراهکار های برون رفت از این معضلات نیز به زیبایی بیان کردند اما برغلبه بر هر مشکلی در در جه اول اراده و عزم ملی لازم است به نظر نمیرسد چنین عزمی وجود داشته باشد.بنابراین از رئیس جمهور محترم ومحبوب تقاضا دارم برای عملیاتی کردند این سیاست ها کار گروهی را تعین وبا رفع خلائ های قانونی وبه تصویب رسانیدن قوانین لازم وتامین بودجه  آنها را موظف به اجرای کردن موارد فوق نمایند. اگردر این امور تعجیل نشود ویا سهل انگاری صورت گیرد

در آینده نه چندان دور شاهد تخلیه کامل روستا ها خواهیم بود.

[ چهارشنبه 16 مهر1393 ] [ 15:18 ] [ حاج حشمت اله بهاری سجهرود ]

ورودی روستای برندق

روستا، تداعی کننده زندگی است، تلاشی که هر صبح با صدای طبیعت و صداهای طبیعی آغاز می‌شود، در پاکی و صمیمیت و با خواب خورشید، به استراحت‌گاه می‌رود.وستا یعنی جریان زندگی، یعنی روح واقعی زیستن انسان، کار، تلاش بی‌وقفه، شاکر بودن و چشم و دست به آسمان داشتن و دست‌بر زانو گذاشتن و ان‌شاءالله گفتن. روستا رگ حیات هر کشوری است، رگ‌هایی که خون تولید در آن جاری است و تداوم حیات هر روستا، تضمینی است برای حیات کل کشور.روستا هنوز هم تداعی‌کننده عشق و صفا و صمیمت است، همدلی مردم، هم‌صدایی همه و پاکی و بی ریا بودن

برای روستا و دِه تعاریف متعدد و زیادی گفته شده، ده یا روستا که در کتاب‌های نشر قدیم به صورت دیه هم دیده می‌شود، در زبان پهلوی، ده (Deh) در پارسی باستان (Dahya) به معنی سرزمین و در اوستا به شکل دخیو (Daxya) آمده‌است. در ایران، ده از قدیمی‌ترین زمان یک واحد اجتماعی و تشکیلاتی و جایی بوده‌ که در آن گروه‌هایی از مردم روستایی برای همکاری در زمینه‌های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی گرد هم تجمع یافته‌اند. ده اساس زندگی اجتماعی ایران را تشکیل می‌دهد و اهمیت آن به اعتبار این‌که یک واحد تشکیلاتی در زندگی روستایی است، در سراسر قرون وسطی و از آن پس تا به امروز برقرار بوده‌ است.

روستا برآیندی از عناصر طبیعی و عناصر ساخته شده‌ است که به گونه‌ای زمینه سازگاری فرد را با جامعه فراهم می‌آورد و موجب جامعه پذیری می‌شود. در ده بین گروه و فضای جغرافیایی محدود و بسته و ثابت نوعی روابط اقتصادی - اجتماعی - فرهنگی وجود دارد و این روابط موجب پیدایش وحدت و یکپارچگی گروه می‌شود و آن را از گروه دیگر متمایز می‌سازد. اجتماع ده دارای نیروی معنوی مسلط بر اعضایش است که بر رفتار افراد نظارت عالیه شدید دارد و آنها را به پیروی از هنجارهای اجتماعی وادار می‌کند و این نیروی معنوی همان سنت‌های روستایی و قوانین ثابتی است که بر جامعه ده حاکم است.

برخی صاحبنظران گفته‌اند جامعه روستایی به عنوان یک جامعه آرمانی که سرشار از تقدس، هماهنگی و صلح و صفاست شناخته می‌شود. در این رابطه گفته شده صفت روستایی دارای مفهوم خوشایند و مطمئنی است، زیبایی، سادگی، راحتی، فراغت، منظره‌های دلگشا، آزادی، صلح و صفا و آرامش از ویژگی‌های روستاست. هم‌چنین روستا به عنوان یک سکونتگاه مستقل در قانون تعریف شده است که اگر جمعیت آن از یک نصاب معینی افزون‌تر شود دولت می‌تواند آن را به شهر ارتقاء دهد، پس پایه سکونتگاه‌ها روستاها بوده است و اغلب شهرهای امروز در سطح استان و کشور تا چند سال قبل روستایی بوده‌اند که در اثر تحولات منطقه‌ای با جذب جمعیت و تغییر ساختار فضایی تبدیل به شهر شده‌اند.

روستا را از چند جهت متمایز از شهر می‌دانند یا به عبارتی اگر روستا برخی کارکردها و ویژگی‌های خود را از دست بدهد و برخی ویژگی‌ها و کارکردها را پیدا کند می‌توان به آن نقطه شهر اطلاق کرد. این ویژگی علاوه بر ابعاد جمعیتی ابعاد اقتصادی و اجتماعی است، یکی از ویژگی‌های مشخص یک روستا اقتصاد مبتنی بر تولید خصوصاً مبتنی بر کشاورزی است، بر اساس همین نوع اقتصاد شیوه معیشت مردم شکل می‌گیرد و تخصص‌های لازم در روستا تعریف می‌شود و افراد سامان زندگی روزانه خودرا با این نوع اقتصاد منطبق می‌کنند. در کشاورزی ویژگی تولید هر محصول و شرایط محیطی مختلف روش‌های گوناگونی را برای زیستن به وجود می‌آورد.

به زبان ساده‌تر اقتصاد روستایی شیوه زندگی کردن را به روستایی می‌آموزد، بر اساس همین شیوه‌های تولید و توزیع کار بین روستائیان روابط اجتماعی شکل می‌گیرد که معمولاً این روابط با شیوه‌های تولید و روش‌های معیشت منطبق است. در طول تاریخ، روستاهای ایران مدل‌های مختلفی از زندگانی مردم را در شرایط مختلف آب و هوایی در ارتفاعات مختلف توپوگرافیک به خود دیده است، کشاورزان و زارعین غلات، باغداران، دامداران و... هر کدام شیوه‌ای از تولید را برگزیده‌اند و هر شیوه از تولید یک روابط کار تعریف کرده و روابط کار هم باعث ایجاد روابط اجتماعی مخصوص به خود شده است. در یک نگاه کارشناسانه و دقیق می‌توان به تعداد آبادی‌های ایران انواع زیستن را ملاحظه کرد و هر روستا خود یک ویژگی منحصر به فردی دارد که آن را با روستاهای دیگر متمایز می‌کند و به همین دلیل وقتی به عنوان یک محقق به یک آبادی سفر می‌کنیم باز هم موضوعی جدید و شیوه‌ای متمایز می‌بینیم که برایمان قابل تأمل و دقت است.

این ویژگی‌های منحصر به فرد روستایی از جنبه‌های اقتصادی و اجتماعی در اثر عواملی به مرور دستخوش تغییر می‌گردد و شیوه‌های امروزین روابط کار و تولید جای آن را می‌گیرد و روستا از لحاظ معنایی و مفهومی تبدیل به سکونت‌گاه‌های جدید می‌شود که به آن شهر اطلاق می‌شود.

انبوه مهاجرت‌های چند دهه اخیر از روستاهای ایران به شهرها و نیز کثرت تبدیل روستاها به شهر یک اتفاق صرفاً کالبدی و سکونتگاهی نیست که آن را در توسعه افقی و عمودی شهرها خلاصه کنیم یک اتفاق بسیار مهم اقتصادی و اجتماعی است. یعنی مهاجرت، روابط کار و شیوه‌های تولید را تغییر می‌دهد و به تناسب آن روابط اجتماعی و ویژگی‌های فرهنگی جامعه دچار تحول می‌شود و بد به حال کشوری که این روند تغییرات و تحولات مدیریت شده نباشد و هدایت به سرانجام مطلوب نگردد؛ چون باعث خواهد شد، عمق استراتژیک اقتصاد کشور که کشاورزی مبتنی بر شرایط و ویژگی‌های محیط محلی است آسیب ببینند ،مشاغل فراوانی از بین برود، دولت مجبور شود در مقابل ایجاد اشتغال در نقاط شهری به مردم وعده بدهد و یا باعث می‌شود افراد اثرگذار و فعال دیروز که روستاها را آباد نگه داشتند نتوانند در شهرها چراغ خانه خود را روشن نگه دارند و روابط اجتماعی به هم می‌ریزد و انسان‌های خدوم دیروز تبدیل به انسان‌های سربار می‌شوند و تضادهای جدیدی ایجاد می‌شود که یک سوی آن جامعه شهری میزبان است که چندین نسل با روابط اجتماعی شهری زیسته است و جامعه میهمان که هنوز روابط اجتماعی جدید را نمی‌دانند ولی مجبور است خود را بر آن منطبق نماید و بایستی در یک تغییر فرهنگی ره صد ساله را یک شبه بپیماید.

اگر امروز را با چند دهه قبل مقایسه کنیم تغییرات و جابجایی‌های جمعیتی را می‌توان با عدد و رقم دریافت، در کشوری که در 50 سال قبل بیش از 70 درصد آن روستایی بوده است و روابط کار و تولید آن بر اساس معیشت و اقتصاد کشاورزی بوده امروز کمتر از 30 درصد این جمعیت از چنین ممری ارتزاق می‌کنند، یعنی در کشور هر چه جمعیت اضافه شده است شهرها بزرگتر شده وسرمایه‌گذاری‌ها هم در نقاط شهری جذب شده است.

وقتی دولت برای ایجاد صنعت و خدمات در نقاط شهری سرمایه‌گذاری و زیرساخت را فراهم می‌کند، روابط تولید جدید(صنعتی و خدماتی) شکل می‌گیرد که جاذبه مناسبی برای جذب جوانان روستایی است. سیاست ایجاد تحول در مناطق روستایی با این دیدگاه که بتوان سکونتگاه‌های روستایی را آن‌قدر رشد داد که خود به‌عنوان مراکز جمعیتی مناسب، تمایل به مهاجرت را در افراد از بین برده و به‌دنبال تبدیل شدن به شهر هم نباشد تا روابط کاری آن بر هم نخورد، در مدل‌های مختلفی هم تعریف و اجرا شد، از جمله مدل‌هایی برای خدمت‌رسانی به روستاها، که برخی از این مدل‌ها موفق و بعضی نیز ناکارآمد بود. یکی از این مدل‌ها تعریف روستاهای هدف گردشگری بود، تا با استفاده از ظرفیت‌های موجود در روستاها،‌ مسیرهای جدید درآمدی برای روستاییان اندیشیده شده و با رونق اقتصادی، زمینه دست‌یابی به رشد مطلوب روستاها فراهم شود، اما این مدل هم اکنون بعد از سال‌ها که از اجرای آن می‌گذرد، چندان توفیقی نداشته است.

با نگاه به تجربیات جهانی و نیز آنچه در ایران اتفاق افتاده است مدل مدیریت روستایی که بتواند روستا را به عنوان یک سکونتگاه خوداتکاء و پایدار درآورد مدل ایجاد شوراهای اسلامی و دهیاری تلقی شد، یعنی رشد و توسعه درون‌زا و جوشش از درون، مدلی بود که در قانون تأسیس دهیاری‌های خودکفا در تیرماه 1377 ظهور کرد و متعاقب آن روستاهای کشور و استان شروع به تأسیس دهیاری کردند. باید گفت چون روستا به عنوان یک سکونتگاه مستقل از شهر یک سری ویژگی‌های خاص اجتماعی و اقتصادی دارد نمی‌توان آن را با الگوهای شهری مدیریت کرد، پس نیاز است مدل مدیریت آن به صورت ویژه و منحصر به خود آن روستا تعریف گردد.

آنچه که همه کارشناسان برای پیشگیری از مهاجرت روستاییان به شهرها و ماندن روستایی در روستا و حفظ بافت معیشتی روستا بر آن تاکید دارند در دو واژه " توسعه روستایی " خلاصه می‌شود. کارشناسان در تعریف توسعه اشاره می‌کنند که علاوه بر زیرساخت‌های عمرانی که مشهود و بارز است باید به مسایل فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و محیط زیستی هم پرداخته شود تا توسعه اتفاق بیفتد. توسعه روستایی زمانی اتفاق می‌افتد که شرایط یک زندگی متعارف برای روستایی فراهم باشد، عمران و آبادی روستا محقق شود، اماکن عمومی مثل حمام بهداشتی و غسالخانه و پارک و آرامستان روستا وجود داشته باشد.

به نقل از ایسنا

[ سه شنبه 15 مهر1393 ] [ 10:27 ] [ ]

 

 بندگی کن تا که سلطانت کنند                    تن رها کن تا همه جانت کنند

خوی حیوانی سزاوار تو نیست               ترک این خو کن که انسانت کنند

چون نداری درد، درمان هم مخواه                  درد پیدا کن که درمانت کنند

بنده ی شیطانی و داری امید                 که ستایش همچو یزدانت کنند؟!

سوی حق نارفته چون داری طمع؟           همسر موسی بن عمرانت کنن

شکر و تسلیم سليمانیت کو؟                ای که می خواهی سلیمانت کنند

 

فرارسيدن عيد قربان عيد بندگي را به همه مسلمين جهان به خصوص دوستان حوزه پاراسس تبريك و تهنيت عرض مي نماييم .

عيد همگي مبارك و در پناه حق

نويسندگان پاراسس


موضوعات مرتبط: مناسبتها
[ شنبه 12 مهر1393 ] [ 15:33 ] [ احسن جعفری سجهرود ]

وجود رشته‏ کوه‏های البرز و سبلان، رودخانه‏های پر آبی را در این استان جاری ساخته است که متأسفانه تا به امروز عمده آب‏های جاری موجود از شمال و جنوب استان با حداقل بهره‏برداری به دریای خزر می ریزنند.
در برنامه دوم و سوم توسعه تدابیر شایسته‏ای برای مهار آب‏های استان بعمل آمد و در این راستا سد خدآفرین با ظرفیت یک میلیارد و 650 میلیون متر مکعب بر روی رودخانه مرزی ارس در محل خدآفرین شهرستان کلیبر به منظور بهره‏مندی اراضی دیم دشت مغان در سطح 100 هزار هکتار طراحی گردید.
همچنین سد عمارت بر روی رودخانه دره‏ رود در شهرستان گرمی به منظور آبیاری 18 هزار هکتار از اراضی دیم شهرستان گرمی طراحی و عملیات اجرایی آن آغاز شد و سد سبلان نیز بر روی رودخانه قره‏سو واقع در شهرستان مشگین‏شهر طراحی و به مرحله‏ی اجرا درآمد تا 10 هزار هکتار از اراضی دیم آن شهرستان را تحت پوشش قرار دهد.
همچنین در جنوب استان بر روی رودخانه خلخال در شهرستان کوثر با ظرفیت 80 میلیون متر مکعب برای بهره‏مندی 10 هزار هکتار از اراضی دیم سد کوثر اجرا گردید.
در حالیکه ساختمان سد خدآفرین به اتمام رسیده ولی شبکه‏ آبیاری آن کمتر از سی درصد پیشرفت فیزیکی دارد و سد عمارت نیز از 30 درصد پیشرفت برخوردار گردیده است و سدهای کوثر و سبلان آبگیری شده‏اند ولی شبکه آبیاری پایاب آن‏ها اجرا نگردیده است. با عنایت به تدابیر ریاست محترم جمهوری در سال 93 در تخصیص اعتبارات ویژه برای مهار آب رودخانه‏های مرزی پیش‏بینی می‏شود که عملیات اجرایی چهار سد خدآفرین ، عمارت ، سبلان و کوثر که جمعاً بیش از یک میلیارد متر مکعب آب را ذخیره می کنند در دولت یازدهم به اتمام برسد.
با بهره‏برداری از آب ذخیره شده این چهار سد فرایند توسعه استان به شدت تحت تأثیر قرار خواهد گرفت و کشاورزی نوین و پایدار و پر برکتی را در این استان بنیان خواهد نهاد. به عبارتی دیگر بطور قطع می‏توان گفت در سه سال آینده با تبدیل 100 هزار هکتار اراضی دیم استان به اراضی آبی در شمال ایران، خوزستان دیگری ظهور خواهد کرد و با توجه به اقلیم شمال استان که امکان دوبار کشت در سال را میسر می‏سازد ضریب این توسعه نیز مضاعف خواهد بود.
با این دورنما، به روشنی آشکار است که استان اردبیل که در حال حاضر قریب به 70 هزار بیکار دارد با بهره‏برداری از اراضی مذکور و بهره‏مندی از آب استحصالی حداقل بیش از 100 هزار نفر را بصورت مستقیم و غیر مستقیم تحت پوشش و اشتغال قرار خواهد داد و تولید به سرعت در این استان شکوفا خواهد شد و کار و اشتغال حاصله، این استان را به یک استان مهاجرپذیر تبدیل خواهد کرد.
با اعتماد به نقش محوری تأمین آب در فرایند توسعه کشاورزی استان بی هیچ تردیدی می‏توان گفت در سال‏های آینده برای آموزش کشاورزان و بهره‏برداران اراضی آبی شده و نیز آموزش عملی فارغ‏التحصیلان بخش کشاورزی و ارائه الگوی کشت مکانیزه در بهره‏برداری از اراضی جدید و نیز تأمین تلیسه دامی به منظور تولید شیر سالم و گوشت مرغوب که حداقل می‏تواند نیاز بخش کثیری از جمعیت کشور را تأمین نماید و همچنین با تأمین نهال سالم و مطمئن برای ایجاد باغات آتی‏الاحداث و نیز تأمین بذور اصلاح شده غلات و دانه‏های روغنی و علوفه و چغندرقند نیازمند ارائه الگویی مؤثر در بخش کشاورزی و دامپروری استان می‏باشیم.
از طرفی با توجه به تخریب مراتع استان که در اثر تغییر اقلیم و خشک‏سالی و نیز تعلیف بی‏رویه از حیّز انتفاع افتاده است ضرورت دارد نظام دامداری سنتی به نظام دامپروری مدرن و صنعتی تغییر الگو دهد و این تغییر الگو نه تنها یک ضرورت بلکه یک اجبار برای جلوگیری از بیابان‏زایی و نابودی طبیعت و محیط زیست است که این تغییر علاوه بر افزایش تولید و بهره‏وری در تقویت دومین پایه‏ توسعه استان یعنی گردشگری و حفظ طبیعت عمیقاً اثرگذار خواهد بود.
با این تحلیل به روشنی آشکار است برای تحقق فرایند توسعه کشاورزی استان به عنوان الگو باید به تجارب و یافته‏های شرکت کشت و صنعت و دامپروری مغان به مثابه بزرگ‏ترین شرکت کشت و صنعت خاورمیانه تکیه کرد. شرکتی که در سال‏های قبل از انقلاب با بیش از یک میلیارد دلار سرمایه در سطحی بیش از 63 هزار هکتار از مراتع دشت مغان احداث و کشاورزی نوینی را در اراضی زیر شبکه سد میل و مغان به نیکویی ترویج داد که ثمره آن کشاورزان پیشرو کنونی و کانون بزرگ جمعیتی پارس‏آباد و بیله‏سوار در نقطه صفر مرزی میهن اسلامی است.
به جرأت می‏توان گفت این شرکت در 40 سال گذشته محور اصلی توسعه استان بوده است و اگر این شرکت در این استان احداث نمی‏گشت شاید این استان نیز به سرنوشتی چون استان سیستان و بلوچستان فعلی دچار می‏گشت.
ما بر این باوریم در توسعه آتی استان شرکت کشت و صنعت و دامپروری مغان باید نقش مهم و اثربخشی ایفا کند از آن جمله می‏توان بر این نکته تصریح کرد که این شرکت با توجه به دارا بودن ظرفیت نگهداری حداقل 10 هزار رأس گاو شیری باید ظرفیت موجود گاو شیری خود را به دو برابر افزایش دهد تا با تأمین سالانه حداقل پنج هزار رأس تلیسه دامی و توزیع آن بین دامپروری‏های صنعتی جدیدالاحداث به تغییر نظام دامداری از سنتی به دامپروری نوین صنعتی همت گمارد و با استفاده از علوفه تولیدی در اراضی پایاب سدهای جدید بخش قابل ملاحظه‏ای از شیر و گوشت کشور در این استان تولید و تحقق یابد و به امنیت غذایی کشور یاری رساند.
همچنین شرکت کشت و صنعت و دامپروری مغان با در اختیار داشتن بزرگ‏‏ترین کارخانه قند کشور با ظرفیت 500 هزار تن در سال می‏تواند نسبت به تأمین شکر، ملاس، تفاله دامداری‏ها و نیز تحقق تناوب زراعی نقش مهمی ایفا نماید. لازم به ذکر است شرکت مغان با توجه به ظرفیت خالی کارخانه لبنیات فعلی خود و نیز امکان توسعه آن قادر به خرید و فراوری شیر تولیدی از دامپروری‏های صنعتی آتی‏الاحداث در بیش از یکصد و 50 هزار هکتار اراضی حوزه اقلیمی خود خواهد بود. این شرکت همچنین می‏تواند با توجه به ظرفیت موجود در کارخانه خوراک‏دام، این دامداری‏ها را در تأمین خوراک صنعتی یاری دهد.
در بخش آموزش نیروی انسانی بخش کشاورزی به ضرس قاطع می‏توان گفت که در چهار دهه گذشته کارشناسان و مهندسینی که در شرکت مغان کار کرده‏اند و یا آموزش دیده‏اند از مجرب‏ترین و کارآمدترین نیروهای بخش کشاورزی بشمار آمده‏اند. این شرکت با دارا بودن ظرفیت‏های علمی و عملی و امکانات آموزشی و نیز دارا بودن تجارب و تکنولوژی لازم به قوت می‏تواند همچون گذشته، در امر آموزش نیروی انسانی بخش کشاورزی ایفای نقش نماید و بعنوان یک دانشگاه عملی با برگزاری دوره‏های آموزشی علمی و کاربردی نیروی مورد نیاز بخش کشاورزی و شاغلین این بخش را با آخرین تکنولوژی آموزش و با تکنولوژی‏های روزآمد آشنا نماید.
با عنایت به موارد مطروحه در تحقق مهم‏ترین مطالبه مردم منطقه که با آمایش سرزمین و نیز سیاست‏های اقتصاد مقاومتی و برنامه‏های دولت تدبیر و امید انطباق کامل دارد شایسته است بعنوان بزرگ‏ترین ره‏آورد اولین سفر استانی ریاست محترم جمهوری اسلامی به استان اردبیل با توجه به اعتبارات تخصیصی دولت به رودخانه‏های مرزی اجرای شبکه پایاب سد خدآفرین و نیز اتمام سد عمارت و شبکه پایاب آن و نیز اجرای شبکه پایاب سدهای سبلان و کوثر مورد تأکید و تصریح شایسته قرار گیرد تا بارقه امید در دل‏ها بشکفد و موج شادمانی برانگیزد.
در این راستا خروج شرکت کشت و صنعت و دامپروری مغان از لیست واگذاری شرکت‏های اصل 44 به ضرورت نیاز مبرم منطقه در پشتیبانی از کشاورزی نوین فردای استان بایستی مورد عنایت خاصه ریاست محترم جمهوری قرار گیرد. امری که مورد اجماع کلیه مقامات و اکثریت قاطع مردم در حفظ تنها شرکت دولتی استان می‏باشد. لازم است ترتیبی اتخاذ شود تا این شرکت با حفظ ماهیت تولیدی کشاورزی و صنعتی دولتی به یک دانشگاه بزرگ کشاورزی تبدیل شود.
شایان ذکر است که مردم منطقه قویاً با واگذاری این شرکت دولتی به بخش خصوصی مخالف بوده و به دلایل امنیتی و مسائل مبتلا به منطقه‏ای نیز عملاً امکان واگذاری آن به بخش خصوصی میسر نمی‏باشد. همچنین تأکید می‏کنیم که آموزش و پرورش استان و نیز شرکت مغان می‏باید از همین امروز نسبت به توسعه هنرستان‏های کشاورزی و دامپروری با هدف پرورش نیروی ماهر بخش کشاورزی این خوزستان جدید اقدام نمایند.
به امید سرافرازی و موفقیت روز افزون دولت تدبیر و امید.


* مدیرعامل شرکت کشت و صنعت و دامپروری مغان

[ چهارشنبه 2 مهر1393 ] [ 14:32 ] [ ]

[ سه شنبه 1 مهر1393 ] [ 12:53 ] [ ]

چاتانگوش

یمیشان

 

[ سه شنبه 1 مهر1393 ] [ 12:21 ] [ ]

خبر فوت مرحوم مستوره خانم جعفری بغض غریبی را بر دلم نشاند بغضی نه برای سفر ایشان که همگی روزی عازم این سفر خواهیم شد. بغضم از خداحافظی یک نسل سرشار از عشق و معرفت بود.

  • نسلی که کلمات تعهد، درستکاری و احترام را شرمنده خود کرده بودند.
  • نسلی که با وجود سنهای هفتاد هشتاد ساله هنوز در برابر نامحرم روسریشان را جلوی دهانشان می گرفتند
  • نسلی که با صدای بلند صحبت کردن را بی احترامی به طرف مقابل می دانستند.
  • نسلی که با کم و زیاد همسرانشان می ساختند و دم برنمی آوردند
  • نسلی که دنیای مهربانی، محبت، عشق و معرفت را به ما آموختند. 
  • نسلی که دوش با دوش همسران خود به کار دامداری و کشاورزی می پرداختند
  • نسلی که تمام هم و غمشان شان را برای فرزندان و همسر خود می گذاشتند
  • نسلی که دستانشان دستان مردانه و همتشان از خیلی از مردان امروز هم بیشتر بود
  • نسلی که بوی ناب انسانیت می دادند ولی افسوس...
[ دوشنبه 31 شهریور1393 ] [ 9:52 ] [ ]

فایل صوتی زندگی نامه ی شهید ابوجعفر جعفری سجهرود را از طریق لینک زیر کنید:

دانلود

شهیدابوجعفر جعفری سجهرود در دوم آبان ماه سال 1341 در خانواده ای مؤمن و مذهبی در روستای سجهرود از توابع بخش خورش رستم شهرستان خلخال پا به عرصه ی حیات گذاشت.او چهارمین فرزند خانواده جعفری بود. پدرش از راه کشاورزی و دامداری هزینه های زندگی را تأمین می کرد و مادرش علاوه بر خانه داری به جاجیم بافی و گلیم بافی نیز می پرداخت.

ابو جعفر کودکی خود را در کانون گرم خانواده سپری می نمود و اغلب اوقات به همراه بچه های روستا مشغول بازیهای محلی می شد. هنگامی که به هفت سالگی رسید خانواده اش لوازم التحریر و کیف برایش آماده کردند و در تاریخ 1/7/ 1348 او را راهی مدرسه نمودند. او بچه ی درس خوانی بود و بعد از انجام تکالیف به همراه دوستانش به بازی مشغول می شد. همچنین در امور دامداری و کشاورزی نیز به پدرش کمک می کرد و گوسفندان را به چرا می برد.

متأسفانه پس از اتمام دوره ی ابتدایی به خاطر نبود مدرسه ی راهنمایی و دبیرستان در روستا مجبور به ترک تحصیل شد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی کشور که تازه از بند التهاب رها شده بود در میدان مبارزه ی نابرابر دیگری مجبور شد برای پاسداری از مرزهای خویش در مقابل رژیم بعثی عراق که از حمایت دیگر ابر قدرتها نیز برخوردار بود قرار بگیرد. لذا جوانان پاک و مخلص و مطیع امر رهبری برای دفاع از مرزهای جنوبی کشور به سوی جبهه های جنگ شتافتند. شهیدابوجعفر جعفری نیز از این قافله ی پر شور و خروش که بانگ رحیل سوی حق را به گوش جان شنیده بودند مستثنی نبود و دفاع از مملکت اسلامی و حفظ آبرو و ناموس و بیرون راندن دشمن بعثی را وظیفه ی خود می دانست. تا اینکه در سال 1361 از طرف ارتش جمهوری اسلامی ایران برای انجام خدمت سربازی به جبهه اعزام شد.

او در جبهه آر پی جی زن بود و وقتی برای مرخصی از جبهه به خانه می آمد بیشتر وقت خود را در پایگاه مقاومت روستا مشغول فعالیت می شد و جوانان روستا را جهت حضور یافتن در جبهه تشویق می نمود. شهید ابوجعفر جعفری در درگیری با نیروهای ضد انقلاب و منافقین بر اثر اصابت خمپاره به بدن در محور سقز و بانه در تاریخ21/2/1362 به درجه ی رفیع شهادت نائل گشت و در قبرستان عمومی سجهرود پیکر مطهرش تشییع و تدفین شد.

روحش شاد و راهش پر رهرو باد.

[ یکشنبه 30 شهریور1393 ] [ 22:13 ] [ ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

ما جمع كوچكي هستيم که به هیچ حزب يا گروهي وابسته نیستیم ودلهايمان لـــبريز از عــشــــق ، ایـمـــان وخـــدمت به وطــن و همنوعانمان است . اگـــر ياري شــــما دوستان وهم ولايتي ها نباشد كاري ازما سـاخته نيست. انشـــاالله وبا تـــــوكل و استــعانت از خــداوند منان و همــراهي و همــدلي شما عـزيزان بيانگر خوبي ها و زشتـــي ها،امــكانات و نارســـائي ها وهمچنین معـرف آداب ، سنن و تاريخ زادگاهمان باشیم .
دراین راه همراهی شماراطالبیم
-----------------------------------
ایمیل وبلاگ:
parasaas@yahoo.com
----------------------------------
برای استفاده ازکلیه مطالب وب پاراسس بهتر است ازبالای صفحه برروی کادرآرشیو درداخل تصویرکلیک کنید تاعنوان کلیه مطالب رامشاهده کنید اگرمطالب عنوان مطالب نوشته شده بیشتر ازیک صفحه بود می توانید صفحات دیگرراانتخاب کرده وکلیه عناوین مطالب راملاحظه فرمایید.سپس برروی عنوان مورددلخواهتان کلیک کرده وآن رامطالعه نمایید.
----------------------------------
برای استفاده ازآخرین وجدیدترین مطالب وبلاگ ، بهتراست دربالای صفحه برروی صفحه اول کلیک کنید .دراین صورت شما ، بیست مطلب آخروب رامشاهده خواهیدکرد.
---------------------------------
برای ارتباط بامدیروبلاگ ازقسمت بالا ، تماس بامدیر استفاده کنید ونام ونام خانوادگی خود وهمچنین پست الکترونیکی تان رادرصورت داشتن یادداشت نمایید ودرپایین کادر پیامتان رایادداشت فرمایید.
-------------------------------
برای ارسال مقاله کافیست مقاله تان رابه ایمیل وبلاگ parasaas@yahoo.com ارسال نمایید.
------------------------------